ابرهای خاطره
مست خوی کرده به طاق عادت
رفته جارو کرده ها را باورم از خاطری شسته
با دلی زيبا
ولی آکنده از نفرت
***
درد
اين نگاه محزون من است
به انديشه های نابارور تو
***
بشر
زجر کشيدن بخشی از آدم شدن است.
***
گذشت
من به تو می انديشم که بخشی از عشقی
و تو به عشق می انديشی و متصوري که من بخشی از آنم.
***
نزديکي
به غربت تو می انديشم
و به تنهايی خويش که غرق قرابت توست.
***
برگرفته از صفحهء قديمي ام "سوته دلان"
