« 2007 | Main | کاپيتاليسم »
پست
اقتصاد و نگراني هاي روزمره

ننوشته هايم بيشتر از نوشته هايم شد تا توازن دانسته هايم بر ندانسته هايم فزوني نکند. احساس بيسوادي وسواسي است که اين روزها گرفتارش شده ام. هر چه مي شنوم غريب است هر چه مي بينم عجيب. نگاهم تا به حال خيره بر کجا بود، چه مي دانم! انديشه ام بر چه استوار بود، نمي دانم! جز اينکه هيچ نمي دانم و هيچ نمي دانم.

***

کاش کسي بود تا جملهء "تقسيم عادلانهء ثروت" را برايم تعريف مي کرد. اينرا امروز از اخبار تلوزيون خودي شنيدم. "توليد ثروت در جهت رفا جامعه" و يا شايد بالعکس " تضعيع رفاء جامعه در جهت توليد ثروت"، " جامعه اي ثروتمند" و يا "جامعه اي ثروت اندوز"، "پرورش جامعه اي ثروتمند" و يا " رويش قارچي ثروت افراد" و ...
جملات زيادي مي توان نوشت اما آنچه مسئله را کمي دشوار مي نمايد، عدم آگاهي جامعه به آن چه که در حال اتفاق است. جامعه اي با اقصاد باز و زمينه هايي مساعد براي خصوصي سازي. براستي نمي دانم که اين الگو چه فرقي با نظام سرمايه داري غرب دارد. کاش کسي بود و برايم توضيح مي داد.
اينجا غرب است. اينجا خصوصي سازي حرف اول را مي زند. اينجا بانک ها وام مي دهند. اينجا کارت هاي اعتباري فراوان است. خريد خانه راحت است. خودرو را به روزي صاحب مي شوي. بهترين سفر هاي تفريحي و ...
اما در عوض يک عمر بيگاري. وامها و کارت هاي اعتباري با بهره بسيار بالا که گاهي ممکن است براي مبلغي اندک سالها پول بدهي و اصل بدهي تمام نشود. خريد خانه، بيست و پنج سال دربند پرداخت ماهيانه. خريد خودرو، بجز پرداخت ماهيانه، به محض خروج از نمايشگاه یعني: خارج از قيمت اصلي کمپاني. براي تفريح امسال، حتما تا سال آينده مغروض خواهي بود همانطور که براي مسافرت سال گذشته ات تا امسال بدهکار بودي و ...

سال گذشته در خبرها خواندم که مححقين آمريکايي به اين نتيجه رسيده اند که نيم ساعت خواب بين روز، بازدهي کار افراد را افزايش مي دهد. اين نيم ساعت خواب نيمروز نه از براي سلامتي افراد که از براي سود شرکتهاي بزرگ است. اينجا نيز کمتر کسي را مي بيني که در رشتهء مورد علاقه اش مشغول به کار باشد. اينجا به هيچ وجه ضمانت کاري وجود ندارد. فقط اينکه مي داني براي پيشبرد زندگي و داشتن سهم اندکي از اين رفاه مي بايست به هر قيمتي کار کرد.

براستي چگونه مي شود از تقسيم عادلانهء ثروت سخن گفت در حاليکه يک درصد ثروت دنيا در دست پنجاه درصد مردم جهان است. چگونه مي توان از رفاه عمومي حرف زد در حاليکه ثروت دنيا در دست سه درصد از مردم دنياست، و هفتاد و پنج درصد صنعت دنيا در دست يک جمعيت اقليت ميليوني واحد و خاص است که به هيچ وجه به ديگران اجازهء حضور نمي دهند.

باور کنيد که اينجا انسان در چنگال غولي بنام اقتصاد در حال له شدن است. از اين نظام سرمايه داري هيچ عایدتان نمي شود مگر يک چيز: کار و کار و فقر.

[Rebel.02:35 PM.January 11, 2007]
ايميل نسخه چاپي

دنبالک
دنبانک

http://www.parvizy.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/148


نظريات شما
نقد و نظر

salam refigh
kheli vaghta be saram mizane weblogamo bebandam,ama delam nemiad az bas ke ghalebesho ghashang dorost kardi.
delam baraye neveshteham nemisooze ama delam baraye ghalebe misooze.
akhe midooni chie weblogam dige gomname gomnam nist bazia pei bordan ke male mane va in mano aziat mikone.
age archivesho kamel baram dorost koni,mitoonam oon neveshtehayi ke doost daramo bardaram va save konam va kole weblogo bebandam va ba ye esme dige ke kasi nadoone (to donyaye vaghei) ye webloge dige bezanam.
kholase ke dasteman be damane mobaraketan babate inke baghieye archive mara dorost konid.

در سکوت بعد از نیمه شب با شنیدن موسیقی وبلاگت تمام غربتی که همیشه سعی در فروخوردنش دارم فوران کرد. واقعأبا اسم وبلاگت همخوانی دارد؛ می توانم بپرسم اسمش چیست؟
سپاسگزار سبد سبد!
لوس انجلس

سلام
من نمی دانم با این وضع فلاکت بار، چر آنجا مانده ای؟
عزیز جان، جهت اطلاعت می گویم که ما در ایران، نان خود را در نفت می زنیم و می خوریم!
اصلا ما اینجا از زمانی که احمدی نژاد آمده است، دیگر آب برای درست کردن آبگوشت استفاده نمی کنیم، و به جای آن بنزین سوپر توی غذا می ریزیم!
اگر بدونی تیلیتش چه حالی می ده!
راستی اینجا حقوق هم بدون کار می دهند، البته من دنبالش نرفته ام، اما شنیدم میشه!
اگر هم بخواهی کار بکنی، پول به وفور یافت می شود.
بگذار برایت یک مثال که دیشب در یک رستوران دیدم را بگویم.
صاحب رستوران داشت، یک کارگر را استخدام می کرد برای کار از ساعت هشت صبح تا ده شب!
می دونی چقدر بهش پیشنهاد داد برای دستمزد؟
ماهی یکصدو بیست هزار تومان!
حالا تو فکر کن این یارو کارگره که بالای چهل و پنج سال داشت، چه کارها که نمی تونه با این درآمد عظیم بکند!
قول می دهم که اصلا تصورش را هم نمی تونی بکنی! می تونی؟

seyed ali salehi
sat 20th jan at 7
polish centre
w6 0rf
238-246 king st.
ravenscourt park tube station

back to up