«May 2007 | Main | December 2007 »
پست
دوست

چند صباحي از فرط بي وقتي دستم به نوشتن مطلبي نرفت، اما دلم پر بود از حرفهاي نگفته!

شنبهء گذشته، هنوز چشم به روز نگشوده، صداي تلفن همراه، از خواب صبحگاهي بيدارم کرد! پيام کوتاه بود:" شاهين عزيز! امير هستم" و شماره اي به همراه، شايد به احتساب وقت، قصد بيدار کردم را نداشت اما آن پيام کوتاه چنان شعفي در دلم انداخت که خواب از سرم پريد و لحظه اي نگذشت که صداي بوق تلفن در گوشم پيچيد.

صداي شنيدن دوست بعد از هشت سال چه لذتي مي تواند داشته باشد، هم محل، هم دبيرستاني، دوست، دوست و دوست و دوست. شايد گناه من بود که بي خبر رفتم و هيچکس را پيغامي نگذاشتم.

"... به صفحه مونيتور خيره مي شوم و به سالهايي مي انديشم که هيچ کارمفيدي در کارنامه ام ثبت نکردم و شايد اگر لطف و صميميت دوستان هم نبود همان چند کار را هم در سالهاي بعد انجام نمي دادم. تحمل شرايط برايم سخت بود. محيط ها کوچک و خيابان ها همه باريک. فکر ها همه بسته و قدها همه کوتاه.

[ادامهء دوست]

[Rebel.12:43 AM.October 03, 2007]
ايميل پيام3 دنبالک0 نسخه چاپي
back to up