غربت نوشته ها

نسخه آمادهء چاپ
نه اين و نه آن

سرا پا گوش دو دستي کلامش را چسبيدم، گفت: "اينجا همه چيز ظاهري است. به شما آزادي کاذب و جزئي مي دهند اما يک عمر بندگي مي کني. فلسفهء غرب چنين است. خانه داري، ماشين داري، مسافرت داري اما در قبالش مي بايست يک عمر کار کني، در کل ازآن خودت نيستي. اما در شرق بالعکس است. تو از بندگي آغاز مي کني تا به آزادي برسي. از بندگي خدا شروع مي کني تا به رستگاري اَبدي برسي... اين فلسفهء شرق است".

هنوز مي انديشم!


شاهين پرويزي