سهراب عزيز اين شرح حال مختصر و حتي نا مفهوم از وضعيت کاپيتاليسم هيچ ربطي به شرايط بهزيستي کشورهاي اروپاي غربي، اسکانديناوي و يا کشورهايي مثل کانادا و زلاند نو ندارد. اگر در اين کشورها تامين اجتماعي وجود دارد اين ماحصل کاپيتاليسم نيست که تو خود بهتر مي داني بيشتر اين کشورها سوسيال دموکراتند و از اقتصاد دولتي بهره مي برند. در اروپاي غربي تنها کشور انگلستان در حاليکه کشوري است کاپيتاليست از سيستم رفاه اجتماعي نيز بهره مند است.
آمريکا مهد کاپيتاليسم است. دوستي آمريکايي برايم تعريف کرد که تئوريسن ها و سياستمداران آمريکايي به خود قبولانده اند که قشري از جامعه فقير بماند اما نظام همچنان سرمايه داري باشد، زيرا آنان معتقدند که با قبول اين ضرر و زيان درصد بيشتري از جامعه فعال خواهند ماند و سرمايهء سرمايه داران بهتر خواهد چرخيد که اين نيز خود قصه اي ديگري است در رابطه با تاريخ پيدايش آمريکا. اين مثل معروفي است از آمريکاييان:"مهم نيست که يک ميليون آمريکايي بميرد، مهم اين است که دويصد و نود و نه ميليون ديگر زنده بمانند" و شايد از اينرو است که از کشته شدن سربازهايشان ابايي ندارند و از آنان بنام قهرمانان ملي ياد مي کنند.
به هر حال از مبحث کلام دور نشوم ، رفاه اجتماعي و يا بقول شما سوسيال و يا به کلام ما سوشيال هيچ ارتباطي به نظام سرمايه داري ندارد، اينها همه زحمت جامعه گراياني است که ما آنها را بنام سوسياليست و يا سوشياليست مي شناسيم و گرنه سرمايه داران مي خواهند سر به تن آنان نباشد. کدام سرمايه داري را مي شناسي که علاقمند پرداخت ماليات هفده درصدي باشد. کدام سرمايه دار وجود دارد که علاقمند پرداخت بيمهء کارمندان و کارگران خود باشد. کدام سرمايه دار است که کار ِ نيروي خود را تضمين کند.
سهراب جان آشنايي چنداني با مکاتب سوسياليستي ندارم اما به تجربهء قليل خويش فکر مي کنم که: پول اخلاق جامعه را فاسد کرده است و متاسفانه معيار سرمايداري واحدي است بنام پول.
***
پانوشت: دوستان عزيز اگر فکر مي کنيد که اين نوع نظام سوسيال دموکرات براي کشورمان خوب است نيز سخت در اشتباهيد. کشور ما کشوري است جوان که بيش از هر بخششي نيازمند فداکاري است. کار بهترين سلاح است براي رهايي از شرايط فعلي، يعني ايجاد زمينه هاي مناسب شغلي بر اقشار مختلف جامعه بخصوص قشر جوان. به همچنين ايجاد بستري مناسب براي راه اندازي کارهاي زود پس ده مثل کارگاه هاي کوچک و يا کاسبي هاي خانوادگي و از همه مهمتر آموزش جامعه و بالا بردن فرهنگ کار.
در آخر نيزحقير را بخاطر اين افاضهء فضل ببخشيد.